ملاحظات کلی در برنامه ریزی برای توسعه شهری پایدار
۱- ملاحظات اقتصادی
- شناسایی و تعریف تکنولوژی ها، موارد و محصولات غیرپایدار و جلوگیری از تولید و استعمال آن ها در آینده.
- تشویق عدم تمرکز صنایع.
- تشویق صنایع کوچک شهری و خود اشتغال.
- پیشگیری از مهاجرت های بی رویه
- تغییر الگوهای تولید، توزیع و مصرف مصالح.
- تامین رشد و توسعه اقتصادی شهر.
- تامین کالاهای مورد نیاز در شهر (حتی الامکان) برای کاهش فاصله مکانی و کاهش مصرف انرژی.
- کاهش هزینههای سرانه خدمات شهری برای بالا بردن کارآیی اقتصادی اداره شهر.
۲- ملاحظات اجتماعی و فرهنگی
- محور بودن انسان و نیازهای او.
- مقابله با انفجار جمعیت شهری و کاهش نرخ رشد جمعیت تا نزدیک به صفر.
- اهمیت دادن به هویت و ویژگیهای خاص هر شهر و حفظ و تقویت ارزش های مثبت فرهنگ محلی.
- کاهش فقر و کاهش اختلافات طبقاتی.
- تغییر در رفتارها برای ایجاد تغییر در الگویهای مصرف بی رویه منابع.
- بسیج زنان و جوانان و کودکان برای مشارکت در آموزش و ارتقا سطح فرهنگ زیست محیطی.
- توزیع عادلانه و متعادل امکانات بین مناطق شهری.
۳- اصول و ملاحظات کالبدی
- مکانیابی دقیق و طراحی و برنامهریزی بهینه برای شهرهای جدید.
- احاطه کردن شهر با اکوسیستم هایی که تولیدکننده هستند یا میتوانند زباله ها و فاضلاب های انسانی را جذب و تجزیه کنند.
- تشویق دانش تجربی محلی و ابتکار و خلاقیت در زمینه ساخت و ساز.
- توزیع نظام یافته شهرها در فضا، بر اساس سلسله مراتب و متناسب با ظرفیت حمل بستر اکولوژیک هر شهر.
- در نظر گرفتن موقعیت خاص زیست محیطی شهر به عنوان یک عامل کلیدی در برنامهریزی توسعه.
- طراحی ساختمانها بر اساس استفاده از انرژیهای پاک و رواج استفاده از آن ها در شهر.
- طراحی ساختمان ها بر اساس صرفهجویی در مصرف انرژی.
- استفاده از سیستم یکپارچه حمل و نقل عمومی.
- تولید مواد و مصالح ساختمانی با حداقل تخریب و آسیب رسانی به محیط.
- تعیین ضوابط برنامهریزی و طراحی شهری برای کاهش آلودگی هوا و صدا و آلودگی های بصری.
- برنمهریزی و طراحی برای افزایش و کارآیی هرچه بیشتر فضاهای سودمند از نظر بیولوژیکی.
- تامین روشنایی، آب رسانی و تاسیسات عمومی مشابه با حداقل هزینه (از نظر مصرف منابع طبیعی و مالی)
- طراحی ساختمانها و مجتمعهای مسکونی به گونهای که در آن زباله و ضایعات به حداقل برسد. (مثلاً استفاده از سیستم بیوگاز)
- توزیع فضایی متعادل امکانات و تسهیلات عمومی بین مناطق مختلف شهری.
- بازیافت فضا و استفاده مجدد از فضاهای بلا استفاده و یا در حال تخریب.
- تجدید نظر در ضوابط و آئیننامههای ساختمانی به لحاظ میزان مصرف مواد و مصالح ساختمانی.
- توجه دقیقی به مسئله تداوم حیات ساختمانها برای چند نسل متوالی (دوامپذیری)
- توجه به مسئله ترکیبی کاربری ها و استفاده چند منظوره از فضاها.
- فشرده کردن بافت شهرها برای کاهش فاصله ها و صرفهجویی در مصرف انرژی.
- افزایش تراکم، بر اساس مطالعات دقیق از نظر میزان و تشخیص و تعریف نحوه توزیع تراکم در فضای شهر.
- توجه به اهمیت قابل ملاحظه معابر و فضاهای پیاده.
- ایجاد راههای مناسب برای تردد دوچرخه و تشویق استفاده از آن.
- انجام مطالعات تفصیلی برای تعریف و معرفی شاخصهای پایداری شهری به عنوان ابزاری برای سنجش میزان حرکت به سوی پایداری در فرآیند توسعه شهری.
۴- ملاحظات زیست محیطی
- جریان خطی مواد و مصالح (داده ها) ورودی به سیستم شهری باید حتی الامکان به یک جریان چرخهای نزدیک شود. (بازیافت مصالح استفاده مجدد)
- مطالعات جدی دقیق و ارزیابی آثار زیست محیطی طرح های توسعه شهری.
- تعریف آستانه های زیست محیطی و ظرفیت تحمل محیط.
- اطلاعات سیستم های محیط زیست باید جمع آوری و تدوین گردد و شاخص های کنترل کننده تعریف شوند.
- کاهش آلودگی های مختلف هوا، صدا، زباله، فاضلاب.
- سالمسازی و بهداشت محیط زیست شهری.
- ایمن سازی شهر برای پیشگیری از آثار سوانح و به حداقل رساندن خسارت.
۵- ملاحظات اجتماعی و سیاسی
- انجام اصلاحات در شیوههای برنامهریزی شهری و مطالعات متداول.
- مشارکت نهادهای شهری، متخصصان علوم شهری، طراحان و برنامهریزی با گروههای مختلف مردم در بحث های آزاد.
- متخصصان و تصمیمگیران با آموزش مبحث پایداری، مردم را در تمام گروه های سنی آماده پذیرش طرح های توسعه پایداری شهری نمایند.
- استفاده وسیع از اطلاع رسانی عمومی برای ترویج و تشویق مشارکت عمومی و ارتقا هوشیاری و آگاهی جامعه.
- استفاده از تکنولوژی پیشرفته رایانهای برای تحلیل داده ها، ارزیابی و ارائه راه حل ها.
- استراتژی های توسعه شهری نباید از بالا انتخاب و اعمال شود بلکه باید توسط مردم و متخصصان طراحی و تکمیل شود.
- مبادله اطلاعات توسعه پایدار بین جوامع و همکاری در مطالعات مقایسهای.
از اینرو می توان بیان داشت که شهر پایدار به شهری اطلاق می شود که به دلیل استفاده اقتصادی از منابع، اجتناب از تولید بیش از حد ضایعات، و بازیافت آن ضایعات تا حد امکان و پذیرش سیاستهای مفید در دراز مدت، قادر به ادامه حیات خود باشد. از مشخصات شهر پایدار در مقابل شهرهای نوگرا وجود حجم زیاد خروجی است. برنامهریزان شهر پایدار باید هدفشان را بر مبنای ایجاد شهرهایی با ورودی کمتر انرژی و مصالح و خروجی ضایعات و آلودگی کمتر کتمرکز کنند. (ترنر، ۱۳۷۶: ۱۷۹)
به نظر بحرینی شهر پایدار شهری است که دارای آنچنان پایه اقتصادی باشد که نه تنها کمترین اثر مطلوبی را بر محیط زیست نداشته باشد، بلکه در احیا و ارتقای کیفیت آن نیز موثر باشد. به عبارت دیگر شهر پایدار شهری است که ورای راهحلهای محدود و متعارف، مسائل اجتماعی و زیست محیطی را مورد توجه قرار داده آنها را با یک دید وسیع و جامع بنگرد. (بحرینی، ۱۳۸۰: ۶۲)
می توان گفت شهر پایدار شهری است که از نظر رشد و توسعه اقتصادی درآمدزا، اشتغال زا است و میتواند نیازهای اساسی مادی و معنوی شهروندان را برآورده سازد و از نظر فرهنگی امکانات لازم برای برخورداری از سطح سواد را برای همگان فراهم آورد، از نظر عدالت اجتماعی نیز زمینه مشارکت مردم، دموکراسی، آزادی بیان، مدیریت منابع انسانی سالم توام با امکانات تفریحی و فراغتی برای همه شهروندان ایجاد نماید. از نظر زیست محیطی به وضعیت بهداشتی و سلامت جامعه از تمامی ابعاد بالاخص آب آشامیدنی سالم و تصفیه شده، خدمات بهداشتی و درمانی متوازن در سطح شهر و همچنین الودگی هوا، منابع آب و خاک را به حداقل ممکن برساند. به عبارت کلی تر میتوان گفت در شهر پایدار هم کرامت انسانی متعالی میگردد هم اینکه محیط زیست و بهرهبرداری صحیح از آن مورد توجه قرار میگیرد.
از دیدگاه برنامهریزان شهری، شهر پایدار، شهری است که از نظر رشد و توسعه اقتصادی، ردآمدزایی، اشتغال بتواند نیازهای شهروندان را تامین نماید و از نظر زیست محیطی به وضعیت بهداشتی و سلامت شهرنشینان توجه نموده و مسائل و مشکلاتی از نظر آلودگی هوا، آب و فاضلاب و فضاهای سبز و گذران اوقات فراغت و … نداشته باشد. از سوی دیگر شهر پایدار؛ شهری است که به جنبههای کالبدی و فیزیکی شهر و نیز توسعه بهینه آینده شهر به ویژه در بخش مسکن توجه داشته باشد و از نظر کاربریهای شهری هماهنگ و منسجم عمل نماید و مشارکت شهروندان را در حل تمامی مشکلات شهری دارا باشد. به عبارت دیگر توسعه پایدار جهتی از پایین به بالا در امر برنامهریزی و مدیریت شهری در سطح محلات و مناطق شهری داشته و فرهنگ شهرنشینی و شهرگرایی (تولید، توزیع و مصرف) در سطح شهر به وضوح دیده شود و در نهایت شهری باشد برای همه شهروندان. (فرهمند، ۱۳۸۶: ۳۴)
گردآوری : مرکز اطلاعات علمی و تخصصی مدیریت شهری